محمد رضا واليزاده معجزى
180
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
ظل السلطان در بروجرد ظل السلطان در تاريخ مسعودى بعد از قدرى تعريف از آبوهواى بروجرد و توضيحاتى پيرامون ارگ و بيوتات و باغهايى كه محمد تقى ميرزا حسام السلطنه پسر فتحعلى شاه در آنجا احداث كرده ، مىنويسد : " در بروجرد سيدى به نام حاج ميرزا محمود زندگى مىكند كه فوق العاده متنفذ است و مكرر اتفاق افتاده كه با حكام وقت درافتاده و بر آنان غلبه يافته است و دولت مكرر در مقام تنبيه او برآمده و املاكش را ضبط كرده و خودش را به تهران تبعيد كرده و بعد از چند سال مرخصش نموده اين سيد در محله صوفيان سكونت دارد و محله مزبور در شهر بروجرد پناهگاه گنهكاران است و اشخاصى كه مرتكب خطا و عمل خلاف مىشوند ، اگر بتوانند خود را به اين محله برسانند و در آنجا متحصن شوند از هر مجازاتى ايمن خواهند بود . " « 1 » بعد از معرفى حاج سيد ميرزا محمود و داماد و دو برادرزاده و حاج هبت اللّه پسرش مىنويسد : در بروجرد محمد خان افشار سرتيب از طرف اعلىحضرت همايونى حامل شمشيرى به عنوان خلعت بوده و شاهزاده مطابق معمول بايستى با شيپور و موزيك و نفرات مخصوص از وسط محله صوفيان عبور كند و در خارج شهر به استقبال شمشير خلعتى برود و وضع و موقعيت شهر بروجرد و اردوگاه دولتى به ترتيبى بود كه شاهزاده جز عبور از محله صوفيان طريق ديگرى جهت استقبال از خلعت شاه نمىتوانسته برگزيند . به زعم سيد ميرزا محمود عبور شاهزاده با موزيك و طبل از محله صوفيان كه " بستخانه " مردم بوده بزرگترين توهين فرض مىشد و بههمين ملاحظه شاهزاده ابراهيم ميرزا احتشام السلطنه نايب الحكومه بروجرد ، نزد ظل السلطان رفته و از قول حاج ميرزا سيد محمود گفت : عبور از محله صوفيان با شيپور و موزيك و ازدحام توهين به شرع مقدس و تخريب ديانت است و هرگاه شاهزاده از اين عمل منصرف نشود ، سيد مزبور من باب دفاع از حريم شريعت مقدس اسلام ، كفن به گردن انداخته و به اتفاق ساير سادات براى جهاد و جلوگيرى از اين كار قيام خواهند كرد تا خود و همراهانش كشته شوند ، از پاى نخواهند نشست . ظل السلطان به سيد جواب مىفرستد كه استقبال از خلعت شاهانه خود مراسم و تشريفاتى حتمى الاجراست و او غير از عبور از محله صوفيان راه ديگرى را نمىشناسد ولى سيد با اين دلايل قانع نشده ، پافشارى مىكند و باوجود دخالت ناصر الدوله و ميرزا حبيب اللّه خان انصارى وزير ظل السلطان ( بنان الملك ) و اقامه دلايل و براهين سيد در عقيده و تصميم خود ايستادگى
--> ( 1 ) . نگارنده مطالب را نقل به معنى مىكند [ نك ، تاريخ مسعودى ، ص 273 - 274 . ]